مرتضى مطهرى

476

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تشخيص مىدهد كه : وَ يُؤْثِرونَ عَلى انْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ « 1 » ، از خود مىكَند و به ديگرى مىدهد ، او به صورت يك موجود زنده در مىآيد وحيات عاليترى دارد . چنين موجودى را بايد گفت انسان زنده و بلكه زنده‌ترين انسانها . گفتيم فلسفهء ديگر زهد ، همدردى و همسطحى است . افراد بشر بايد در زندگى مادى تا حدودى كه ممكن است همسطح يكديگر زندگى كنند . اختلافات طبقاتى كه يكى « كشتى كشتى نعمت » داشته باشد و ديگرى « دريا دريا محنت » درست نيست . البته نمىگويم همهء افراد بشر بايد در يك سطح زندگى كنند به طورى كه آن كه كار مىكند و آن كه كار نمىكند يك جور نعمت داشته باشند ؛ نه ، اين حرف درست نيست . افراد بشر از نظر استعداد و ظرفيت و كار و ابتكار متفاوتند . زندگى ميدان مسابقه است و هركس كه بيشتر فعاليت كند قهراً بايد بهرهء بيشتر و بهترى داشته باشد ، اما آن تمركز ثروتهايى كه از راه ظلم و تعدى و نه از راه كار و ابتكار و لياقت به دست مىآيد ، و آن فقرهايى كه نه از ناحيهء تنبلى بلكه به واسطهء شرايط نامساعد به وجود آوردن ايجاد مىشود ، نبايد وجود داشته باشد . على عليه السلام فرمود : لَوْلا حُضورُ الْحاضِرِ وَ قِيامُ الْحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِرِ وَ ما اخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَماءِ انْ لايُقارّوا عَلى كِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلومٍ لَألْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها وَ لَسَقَيْتُ اخِرَها بِكَأْسِ اوَّلِها « 2 » . دربارهء خلافت بحث مىكند كه چطور شد خلافت را بعد از عثمان پذيرفتم در صورتى كه در چنين شرايطى بعد از اينكه چنين وضعى براى خلافت پيش آمده بود يك موى بدنم راضى نبود كه چنين مسئوليتى را بپذيرم ؛ و لهذا وقتى به او براى قبول خلافت مراجعه كردند فرمود : دَعونى وَ الْتَمِسوا غَيْرى فَانّا مُسْتَقْبِلونَ امْراً لَهُ وُجوهٌ وَ الْوانٌ « 3 » مرا رها كنيد همان‌طور كه اول رها كرديد . برويد به كس ديگرى پيشنهاد كنيد . شما نمىدانيد كه ما روبروى چه حوادثى هستيم ، چه حوادث رنگارنگى در آينده هست .

--> ( 1 ) . حشر / 9 . ( 2 ) . نهج‌البلاغه فيض‌الاسلام ، خطبهء 3 ( معروف به خطبهء شقشقيّه ) ، صفحهء 52 . ( 3 ) . نهج‌البلاغه فيض‌الاسلام ، خطبهء 91 ، صفحهء 271 .